سيد احمد على خسروى
600
راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )
در خلع و كسر استخوان بدان كه خلع همچنان كه ذكر شد بيرون آمدن استخوان است از مفصل خود بيرون آمدن تمام پس اگر اين خلع در استخوانهاى سر شد يك دفعه به طرف خارج است و اين پس از ضربه يا سقطه شناخته مىشود به برآمدگى در يك طرف استخوان و حال آنكه استخوان مقابل آن در محلّ خودش است هم به چشم و همچنين بدست كشيدن و علاج اين اين است كه بفشار دست بفشارند تا در محل خودش داخل شود و بعد بهبندند با تنظيف و بعضى اوقات ناچار است مجرد باينكه تخته بگذارد و بهبندند تا وقتى كه محكم گردد گرچه خلع در استخوانهاى سر اى بسا به هلاكت بكشاند بخصوص خلع به طرف داخل باشد بواسطه فشار و صدمه كه بمغز سر مىرسد و اگر استخوان سر به طرف داخل رفت و خلع تام يا ناقص ظاهر شد در چنين حال ؟ ؟ ؟ جذب كند آن سر استخوان فرورفته به داخل را بمجاجم نارى و به بادكش نمودن آن عضو تا وقتى به طرف خارج آيد مثل اينكه پنبه در توى ليوان پس از آتش زدن انداخته و بالاى استخوان فرورفته گذارند و اگر آن داراى پستى و بلندى است كه هوا داخل آن ليوان مىشود بايد دهن آن ليوان را يا دور آن استخوان را خمير نان بگيرند و بعد آن ليوان را به روى آن خمير بگذارند نه بطريقى كه درز پيدا نكند و مكرّر كنند تا استخوان فرورفته به داخل به ظاهر جلب شود و اگر استخوان شكسته باشد از چند حال بيرون نيست يا بطور عرض آن استخوان است و يا بطور طول آن استخوان مىباشد آن استخوان شكسته و گاهى شكسته مىشود دو قطعه و گاهى بيشتر شكسته مىشود و شناخته مىشود باينكه سر استخوان از زير پوست و يا گوشت ظاهر و تخس ( فرورفتن در پوست و گوشت ) در آن ديده